محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

312

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

الشظايا : تكه‌ها و قطعات . الأعلام : جمع « علم » به معناى ترسيم كردن و به شمارش آوردن . ساختار ادبى من لطائف . . . ما أرانا : خبر مقدم و مبتداى موخر است . كيف : حال است . جاعلة : عطف بر « مصدلة » است . غير ذوات : حال براى ضمير در « كانها » است . دلايل وجود خداوند بيشتر فيلسوفان ، دلايل وجود خداوند را در پنج راه زير خلاصه مىكنند : امكان و وجوب ، علت فاعلى ، برهان حركت ، برهان كمال مطلق ، برهان نظم . برخى نيز از جمله فارابى و ابن سينا و ملاصدرا ، همه دلايل وجود خداوند را در دو عنوان خلاصه مىكنند : 1 - نظر در وجود بدون توجه به ويژگىهاى آن مانند حركت و تغيير و نظم و آفرينش و . . . كه به‌خودىخود بر وجود خداوند دلالت مىكند . امام عليه السّلام در يكى از مناجات‌هاى خويش مىگويد : « اى كسى كه خود بر خويشتن دليل است . » « 1 » امام حسين عليه السّلام نيز مىفرمايد : « چه هنگام پنهان گشته‌اى كه نيازمند دليلى باشى و چه هنگام دور شده‌اى تا آثار تو به سويت رهنمون باشند . » « 2 » همچنين عارفان ، آيه

--> ( 1 ) . توحيد شيخ صدوق : 35 ؛ امالى مفيد : 254 . ( 2 ) . بحار الانوار : 64 / 142 .